اصول شادمانی:

اصول شادمانی:

1-غرق شدن در روابط :
شادمانی، بیش از هر چیز دیگری حاصل با دیگران به سربردن و داشتن دوستانی است که فرد را می شناسند و برای او اهمیت قائل اند. افراد بسیار شاد سرمایه گذاری زیادی روی روابط می کنند و مدت زمان زیادی را با دیگران می گذرانند.

2- مرگ خود را درنظر داشتن :
بر اساس این اصل، هرلحظه امکان مرگ قریب الوقوع وجود دارد، پس باید کار مثبتی در زندگی انجام داده و سبک زندگی درستی را انتخاب کرد، چون این زندگی فقط یک بار به انسان داده می شود. بهبودکیفیت زندگی پیشنهاد می کند وقتی با فردی روبرو شدید که درباره ی هدف های زندگیش نامطمئن است و به احساس پوچی و درماندگی رسیده، از آن ها بخواهید مرگ خود را متصور شده و از خودی که دیگر زنده نیست سوال کنند که چگونه باید عمل کنند؟

3- اصل تغییر دادن تنفر و خشم :
برخی افراد اغلب خشم خود را توجیه می کنند و نقش قربانی را می پذیرند و براین باور هستند که درمورد آن ها بیشترین خطا اعمال شده است و خود آنها کمتر گناهکار هستند افراد با رها کردن خود از این نقش قربانی، فواید ز یادی کسب می کنند و به اهمیت جستجوی اهداف زندگی پی می برند.

4-سود بانکی :
بهبود کیفیت زندگی روابط را از منظر سود بانکی، متقابل و دوجانبه می داند. براین اساس هر رابطه ای یک موجودی متشکل از احساسات خوب برای افراد است و باعث می شود که افراد برای دوستان و بستگان نزدیک و همکاران خود سرمایه گذاری کنند. هنگام کشمکش و تعارض معمولا این موجودی حاصل از احساسات خوب کاهش می یابد و حساب بانکی خالی می شود .حل کشمکش ها و تعارض ها به ذخیره سازی و پس انداز کردن موجودی کمک می کند.

5 -رنگ ارغوانی:
این اصل به افراد توصیه می کند به دنبال جستجوی زیبایی و خوبی ها درجهان باشند و این ها را احساس کنند، و هرکاری را که مشغول انجام آن هستند، برای لحظه ای متوقف سازند تازیبایی ها و خوبی ها را که همه روزه با آن برخورد می کنند، احساس کرده و آن را مزه مزه کنند. صرف نظر از اینکه افراد تا چه حد درد و ظلمت را درجهان خود مشاهده می کنند، بارقه هایی از زیبایی یا گل های ارغوانی، همه روزه وجود دارد .

6-اصل ردیف مرواریدها :
اصل ردیف یا زنجیر مرواریدها، حاکی از این است که مراقبت از تعامل ها و همه ی روابط اجتماعی هدف روزانه ی هر فرد است. فرد درهر رابطه ای باید درصدد باشد تا از لحاظ بدخلقی، رفتار بی ادبانه یا نادیده گرفتن دیگران، آسیب رساننده نباشد. لذا فرد، تعامل را مانند دانه ی مرواریدی ارزشمند برای گردنبند آن روز خود در نظر خواهد گرفت.

7- انجام امور به خاطر خود:
زمزمه هایی که گاهی فرد با خودش دارد، مثل اینکه من آدم تنبلی هستم من هرگز به جایی نمیرسم معمولا آزار دهنده است.گاهی شدت این افکار به حدی می رسد که به شکل عادت درمی آید.بر اساس نظریه کیفیت زندگی تاثیر این افکار بر سلامت انسان، مانند پرتاب نارنجک در خلوت انسان است.یعنی زمانی که آماده ی استراحتیم این افکار به صورت تجاوزگرانه عمل می کند، انگار که یک عمل تروریستی رخ داده است.

حسن اسدزاده
روانشناس بالینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *